دیشب توی اینستا از آدما پرسیدم دل کندن از چه چیزی براشون سخته؟ ع گفت خانواده و وطن.
تمام شب رو خواب دیدم ز میخواد بره کشور مورد علاقهش و اونجا پرستاری بخونه و تمام شب رو گریه کردم و برای تباهی خودم اشک ریختم و ناله کردم
صبح به محض اینکه چشمام رو باز کردم اولین چیزی که توی مغزم اومد این بود که ع میخواد از ایران بره.
برچسب:
نویسنده: ماهان حکیمی
دلم برات تنگ شده. این تنها چیزیه که توی این روزا حالیم میشه. همین.
برچسب:
نویسنده: ماهان حکیمی
+ یادم میاد که آخرها چقدر سرم رو به شیشهی اتوبوس میچسبوندم و به "دارم هنوزم واسه داشتنت سماجت میکنم" و باقی مرهمهای حمیدعسگری گوش میدادم.
+ ما اشتباهی آرزو کردیم
برچسب:
نویسنده: ماهان حکیمی
برچسب:
نویسنده: ماهان حکیمی